• 1403/10/01 - 08:55

ابعاد کرامتی و شخصیتی حضرت زهرا سلام الله علیها

واقعه ولادت حضرت زهرا (س) از کرامتی خاص خداوند است که تنها به رسول گرامی اسلام اعطا شد. شرح ولادت ایشان در کتاب‌های اهل تشیع و اهل سنت به تواتر روایت شده است.

بیستم جماالثانی مصادف است با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) دختر گران‌قدر پیامبر (ص)، دختری که برای پدرشان کوثر به معنای خیر کثیر بود. در عظمت این بانوی بی‌مانند همین بس که سوره کوثر در شان ایشان نازل شد و دیگر اینکه پیامبر (ص) تسبیحاتی از سوی پروردگار به دخترشان هدیه دادند که به تسبیحات حضرت زهرا (س) معروف و مشهور است.

ابعاد کرامت و شخصیت والای حضرت صدیقه طاهره زهرای مرضیه (س) بسیار وسیع و گسترده است که بدون شک رسیدن به همه ابعاد در خور علم و دانش اندک ما نیست، اما می توان با تامل به برخی از این جوانب گسترده پی برد. ایشان پیوند دهنده رسالت و امامت و دارای ابعاد کرامتی و شخصیتی فراوانی بودند که از آن جمله می توان به الگوی کامل یک زن مسلمان در حجاب اسلامی و پوشش اسلامی، الگوی صبر و استقامت، شجاعت و قهرمانی، پاکدامنی، حیا و عفت، وارستگی‌ از وابستگی های دنیوی، مظهر طهارت روح، انفاق اموال خود، پارسایی و خدا ترسی، عبادت خاشعانه و خالصانه به درگاه الهی، علم و دانش، تقوای الهی، پاسداری از حریم ولایت در قالب مبارزات سیاسی و اجتماعی و مبلغه دین نبوی و اسلام بالاخص برای بانوان، اشاره کرد.

 

واقعه ولادت حضرت زهرا (س) از کرامتی خاص خداوند است که تنها به رسول گرامی اسلام اعطا شد. شرح ولادت ایشان در کتاب‌های اهل تشیع و اهل سنت به تواتر روایت شده است که در ادامه شرح ولادت آن حضرت را به روایت شیخ عباس قمی از کتاب منتهی الآمال را در ادامه می‌خوانید:

 

ولادتی معجزه‌وار

شیخ طوسى در (مصباح) واکثر علما ذکر کرده‌اند که ولادت آن حضرت در روز بیستم ماه جمادى‌الثانی بوده وگفته‌اند که در روز جمعه سال دوم از بعثت بوده و بعضى سال پنجم از بعثت گفته‌اند و علامه مجلسى در حیات‌القلوب فرموده که پنج سال بعد از بعثت پیامبر (ص) حضرت فاطمه (س) متولد شد. 

شیخ صدوق به سند معتبر از مفضل بن عمر روایت کرده است که گفت: از حضرت صادق (ع) سؤ ال کردم که چگونه بود ولادت حضرت فاطمه (س) حضرت فرمود:، چون حضرت خدیجه (س) اختیار با پیامبر (س) ازدواج کرد، زنان مکه از عداوتى که با آن حضرت داشتند از او کناره گرفتند و بر او سلام نمى‌کردند و نمى‌گذاشتند که زنى به نزد او برود، پس آن حضرت به این سبب، ناراحت بود. چون به حضرت فاطمه (س) در شکم با او سخن مى‌گفت و مونس او بود و او را صبر امر مى‌فرمود.

حضرت خدیجه (س) این حالت را از حضرت رسالت پنهان مى‌داشت، پس روزى حضرت داخل شد شنید که حضرت خدیجه (س) سخن با کسی مى‌گوید و کسى را نزد او ندید. فرمود: اى خدیجه (س) با که سخن مى‌گویى؟ 

حضرت خدیجه (س) گفت: فرزندى که در شکم من است با من سخن مى‌گوید و مونس من است.

پیامبر (ص) فرمود: اینک جبرئیل مرا خبر مى‌دهد که این فرزند دختر است و او است نسل طاهر با میمنت و برکت و حق تعالى نسل مرا از او به وجود خواهد آورد، و از نسل او امامان و پیشوایان دین به هم خواهند رسید و حق تعالى بعد از انقضاى وحى، ایشان را خلیفه‌هاى خود خواهد کرد در زمین. 

پیوسته حضرت خدیجه (س) در این حالت بود تا آنکه ولادت جناب فاطمه (س) نزدیک شد، چون درد زائیدن در خود احساس کرد به سوى زنان قریش و فرزندان هاشم کس فرستاد که نزد او حاضر شوند؛ ایشان در جواب او گفتند که فرمان ما نبردى و قبول قول ما نکردى و زن یتیم عبدالله شدى که فقیر است و مالى ندارد ما به این سبب به خانه تو نمى‌آییم و متوجه امور تو نمى‌شویم.

حضرت خدیجه (س)، چون پیغام ایشان را شنید بسیار اندوهناک شد. در این حالت ناگاه دید که چهار زن گندم‌گون بلندبالا نزد او حاضر شده و به زنان بنى‌هاشم شبیه بودند، یکى از ایشان گفت: اى خدیجه (س) ما رسولان پروردگاریم به سوى تو؛ منم ساره زوجه ابراهیم (ع) و این آسیه دختر مزاحم است که رفیق تو خواهد بود در بهشت و دیگری مریم (س) دختر عمران است و چهارم کلثوم خواهر موسى بن عمران (ع) است و حق تعالى ما را فرستاده است که در وقت ولادت فرزندت نزد تو باشیم. 

پس یکى از ایشان در جانب راست حضرت خدیجه (س) نشست و دیگرى در جانب چپ و سوم در پیش رو و چهارم در پشت سر، پس حضرت فاطمه (س) پاک و پاکیزه به دنیا آمد. ده نفر از حورالعین به آن خانه درآمدند و هر یک ابریقى و طشتى از بهشت در دست داشتند و ابریق‌هاى ایشان مملو بود از آب کوثر، پس آن زنى که در پیش روى حضرت خدیجه (س) بود جناب فاطمه (س) را برداشت و به آب کوثر شست و شو داد و دو جامه سفیدى بیرون آورد که از شیر سفید‌تر و از مشک و عنبر خوشبوتر بود و حضرت فاطمه (س) را در یک جامه از آن پیجید و جامه دیگر را مقنعه او کرد. 

پس آن زنان شادى کردند و حوریان بهشت خندان شدند و یکدیگر را بشارت دادند به ولادت آن سیده زنان عالمیان و در آسمان نور روشنى هویدا شد که پیشتر چنان نورى مشاهده نکرده بودند، پس آن زنان مقدسه به حضرت خدیجه (س) خطاب کردند و گفتند: بگیر این دختر را که طاهره و مطهره و پاکیزه و با برکت است، حق تعالى برکت داده او را و نسل او را. 

نام‌های مبارک 

ابن بابویه به سند معتبر از یونس بن ظبیان روایت کرده است که حضرت صادق (ع) فرموده که حضرت فاطمه (س) را ۹ نام است نزد حق تعالى: فاطمه و صدیقه و مبارکه و طاهره و زکیه و راضیه و مرضیه و محدثه و زهرا. پس حضرت فرمود که آیا مى‌دانى تفسیر فاطمه چیست؟ یونس گفت: خبر ده مرا از معنى آن اى سید من. 

حضرت فرمود: یعنى بریده شده است از بدی‌ها. 

پس حضرت فرمود که اگر امیرالمؤمنین (ع) با آن حضرت ازدواج نمی‌کرد، کفوى و نظیرى برای او نبود بر روى زمین تا روز قیامت. 

علامه مجلسى رحمه اللّه در ذیل ترجمه این حدیث فرموده که (صدیقه) به معنى معصومه است و (مبارکه) یعنى صاحب برکت در علم و فضل و کمالات و معجزات و اولاد کرام و (طاهره) یعنى پاکیزه از صفات نقص و (زکیه) یعنى نمو کننده در کمالات و خیرات و (راضیه) یعنى راضى به قضاى حق تعالى و (مرضیه) یعنى پسندیده خدا و دوستان خدا و (محدثه) یعنى ملک با او سخن مى‌گفت و (زهرا) یعنى نورانى به نور صورى و معنوى. 

بدان که این حدیث شریف دلالت کند بر اینکه امیرالمؤمنین (ع) از جمیع پیغمبران و اوصیاى ایشان به غیر از پیغمبر آخرالزمان افضل است. در احادیث متواتره از طریق خاصه و عامه روایت شده است که آن حضرت را براى این فاطمه نامیده‌اند که حق تعالى او را و شیعیان او را از آتش جهنم بریده است.

شیخ صدوق به سند معتبر روایت کرده است که، چون حضرت رسول (ص) از سفرى مراجعت مى‌فرمود اول به خانه حضرت فاطمه (س) تشریف مى‌بردند و مدتى مى‌ماندند و بعد از آن به خانه خود مى‌رفتند. 

شیخ مفید و شیخ طوسى از طریق عامه روایت کرده‌اند که حضرت رسول خدا (ص) فرمود که فاطمه (س) پاره تن من است هرکه او را شاد گرداند مرا شاد گردانیده است و هر که او را آزرده کند مرا آزرده است. فاطمه (س) عزیزترین مردم است نزد من. 

شیخ طوسى از عایشه روایت کرده است که مى‌گفت: ندیدم احدى را که در گفتار و سخن شبیه‌تر باشد از فاطمه (س) به رسول خدا (ص)، چون فاطمه (س) نزد آن حضرت مى‌آمد او را مرحبا مى‌گفت و دست‌هاى او را مى‌بوسید و در جاى خود مى‌نشاند، چون حضرت به خانه فاطمه (س) مى‌رفت برمى‌خاست و استقبال آن حضرت مى‌رفت و مرحبا مى‌گفت و دست‌هاى آن حضرت را مى‌بوسید. 

منبع: منتهی الآمال/ شیخ عباس قمی